سلام به تمامی دوستای گلم .امیدوارم توی این روزای قشنگ بهتون خوش بگذره.
من اومدم با آپ فوق العاده به مناسبت تولد دوتا فرشته به نام های کامران و هومن.
اول از همه تولد این دو تا فرشته رو به خودشون و بعد هم به تمامی شما دوستای گلم تبریک میگم.امیدوارم کامران و هومن گل سال های سال به خوشی وسلامتی زندگی کنند و همیشه موفق باشند.وامیدوارم ما هم بتونیم سال های سال براشون جشن تولد بگیریم.


متن های قشنگ زیر رو براتون از وبلاگ پگاه جون گذاشتم که تقدیمش میکنم به کامران و هومن گل و طرفداراشون:
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. چند سال پیش توی همچین روزی در یکی از شهرهای مشرق زمین یه اتفاق خیلی مهم به وقوع پیوست و اونم این بود که خدای مهربون یکی از بهترین هدیه هاش رو فرستاد روی زمین.
اون هدیه ی قشنگ یه پسر کوچولوی بامزه و شیرین بود. که بودنش به همه امید زندگی میداد.
وقتی که پسر کوچولوی قصه ما آواز میخوند تمام دنیا ساکت میشدن تا صدای قشنگش رو بشنون حتی پرنده ها هم دیگه آواز نمی خوندن. خورشید یادش میرفت بره و شب رو بیاره چون غرق صدای قشنگ پسر کوچولو میشد. ماه و ستاره ها میومدن کنار خورشید و با تابوندن نورای قشنگ و رنگارنگشون به روی صورت زیبای پسر کوچولو اونو همراهی میکردن.
سالها از آن روزا گذشت. حالا پسر کوچولوی قصه ما برای خودش مرد شده! بزرگ شده! ولی هنوزم زیبایی سحرانگیزش چشما رو خیره میکنه. هنوزم وقتی که اواز میخونه همه اون قدر غرق صداش میشن که یادشون میره نفس بکشن. دیدن بعضی وقتا وسط روز یه دفعه آسمون تاریک میشه؟ اسمش رو گذاشتن" کسوف" حتما میدونین. میدونین دلیلش چیه؟! آخه اون لحظه ای که این اتفاق میافته پسر خوشگل قصه ما داره آواز میخونه و شب که تحملش برای دیدن پسر و شنیدن صدای قشنگش تموم شده یه دفعه خورشید رو هل میده توی تاریکی تا فقط برای چند لحظه بیاد توی آسمون!
فکر کنم امروز هم کسوف بشه. ولی این دفعه دلیلش یه چیز دیگست. آخه میدونین امروز تولد پسر خوشگل قصه ماست.
امروز شب میاد کنار خورشید می ایسته و دستشو میندازه دور گردن! ستاره ها هم یکی یکی میان و خودشون رو تو دل شب جا میکنن.
آخه می خوان همه با هم تولد پسر رو بهش تبریک بگن!

روز میلاد تو شد
روز از نو نوشدن
روز از خود گم شدن
در وجود گرم تو پیدا شدن
روز پرواز تمام غصه ها
روز زیبای همه افسانه ها
روز سبز تازگی
روز پی بردن به راز زندگی
روز اندوه و غم فرشتگان
که تو دل کندی از اوج آسمان
آمدی پارا نهادی بر زمین
تا ببندی قلب را بر روی کین
آمدی تا عشق را مهمان قلب من کنی
تا که با راز نگاه خود مرا جادو کنی
آمدی تا که تو آرامش دهی بر قلب توفانی من
تا که خورشید دو چشمت را بتابانی تو بر چشمان من
آمدی تا گل دگر بر رنگ و بوی خود ننازد
تا که از رنگین کمان آن دو چشمان سیاهت گل بداند رنگ و بویش را ببازد
روز میلاد تو قلبم را پر از گل میکنم
تا که در آن روز قلب عاشق خود را به تو هدیه کنم
تا که تو این را بدانی من دگر
بعد از این بر هیچکس جز تو نیاندازم نظر
تا که شاید در میان دستهای مهربانت
جا دهی دستان سردم را تو با راز نگاهت
تا بگویم که از اوج آسمان
من تو را ای مهربان در قلب خود دارم نشان
تا که سر بر شانه ات بگذارم ای شیرین ترین
و بگویم تا ابد دوست دارم من تورا زیباترین و بهترین

این کیک تولد هم تقدیم به کامران و هومن:

خوب همتون هم که میدونید کامران و هومن توی سایتشون نوشتن ۲۵ نوامبر یعنی ۴آذر سایتشون افتتاح میشه!

در آخر هم کامران و هومن براتون آرزوی موفقیت و سر بلندی وسلامتی میکنم
دوستای گلم بیاین همه با هم بگیم" کامران و هومن عزیز تولدتون مبارک"
دوستون دارم
تا آپ بعدی خدانگهدار
